۱۸ آذر، ۱۳۹۵

عشق، ازدواج/ صیغه، باکرگی و باقی مصائب!

 رزا: عشق عین آزادی ست. 
تنها انسان رها تجربه اش می کند. 
غیر از این فقط آویزان همدیگر شدن است تا روی آب بمانی!
اگرچه همواره مشاهدات نتیجه ی غرق زودتر...
روی خط از اولین می پرسد/میگویم: دوست پسر رفیقم. تصمیمی جمعی/ دمکراتیک برای باکره نماندن!
تو چی؟ من رفتم "جنده خانه"!
اینروزها همه از نامه های عاشقانه فروغ فرخزاد می گویند. از صیغه شدنش و عشق به مردی «زن و بچه دار»!

مردک توده ای اکنون هر آنچه نصیبش شده را بمانند کالا بفروش می گذارد! نامه های فروغ را!
می گویند وضع روسها پس از  اتحاد جماهیر آنقدر خراب شد که پیرمرد، دندان مصنوعیش را نیز به فروش گذاشت!
از اینهمه "گذشت و فروتنی" البته "فمینیستها" به وجد آمده، تشکر شان را با ماساژ آلت آغا فایل صوتی کردند...
جایی خواندم پس از تراژدی/کمدی، مرحله ی تهوع است ...

در اتاقی که به اندازه یک تنهایی است، 
دل من که به اندازه یک عشق است، 
به بهانه های ساده خوشبختی خود می نگرد... 
به زوال زیبای گل ها در گلدان، به نهالی که تو در باغچه خانه مان کاشته ای، 
و به آواز قناری ها که به اندازه یک پنجره می خوانند...

 جنجال های نامه منتشر شده جدید فروغ فرخزاد خطاب به ابراهیم گلستان
در یکی دو روز اخیر نامه جدیدی از فروغ فرخزاد خطاب به ابراهیم گلستان منتشر شده که بازتاب های بسیاری به همراه داشته است این گزارش به بررسی بازتاب های مختلف در خصوص انتشار این نامه پرداخته است.
https://youtu.be/Vh5xLA7zgyE
شکوه ميرزادگی
این که پس از 50 سال به خودش اجازه دهد که یکی از بزرگترین شعرای ایران را برای آقای گلستان صیغه کند واقعاً شرم آور است. شرم آور است که در نقش یک عاقد قلابی، اتهام زشتی چون «صیغه شدن» را به زنی زده که نه تنها این وصله ها به او نمی چسبد، بلکه دیگر نیست تا از خودش دفاع کند.
آقای بهنود، در ادعانامه ی خود، از زمانی می گوید که پدر آقای گلستان پسرش را تشویق می کند با فروغ  رابطه ای شرعی داشته باشند و استدلالش هم این است که چون همه ی مردم از رابطه آن دو با خبرند بهتر است این کار را بکنند. در اينجا آقای بهنود آنقدر گرفتار خیالات خودساخته ی خود شده که فراموش کرده است در آن زمان کسی را برای ارتباط خارج از ازدواج بین یک زن و مرد نه بازداشت می کردند و نه شلاق و سنگساری در ميان بود. دلیلی وجود نداشت که وقتی همه ی مردم از رابطه ی دو نفر آگاهند «آقا» برود و «خانم» را «صیغه» کند. بعد هم ایشان از کجا شاهد قدم زدن این سه تن و تصمیم به صیغه شدن گرفته اند؟ آیا کدام یک از این سه تن چنین ماجرایی را برای ایشان تعریف کرده است که حالا او آن را برملا می کند؟ فروغ و پدر گلستان که نیستند. آیا در آخر هفته هایی که بهنود در لندن «به خدمت» استادش گلستان می رسد این سخنان را از خود گلستان شنیده؟ و یا وقتی خبر شده که خانه ی گلستان در خطر مصادره است، و یا شنیده که گلستان قصد سر زدن به ایران را دارد خواسته «آب تربت»ی بر سر گلستان بریزد و به مقامات جمهوری اسلامی نشان دهد که این آقا بدون صیغه با فروغ ارتباط نداشته است؟ اما در این جا هم یادش رفته که زنان دیگری را که با گلستان رابطه داشته اند برای او صیغه کند. و آنوقت، به خاطر یک خانه و يک احياناً سفر، مقام روشنفکری را - که گلستان سال هاست به آن می بالد - از او گرفته و او را تبدیل به «سيد آقازاده» ای کرده که به خواست خانواده ی آخوندی اش تن به هر کاری می دهد


مسعود بهنود مدعی شد فروغ صیغه ابراهیم گلستان بوده است

 خبرگزاری ایرانشهر - مسعود بهنود روزنامه نگار و نویسنده ایرانی ساکن انگلستان اخیر مدعی شد بر اساس اطلاعاتی که او دارد، ابراهیم گلستان در مورخ 9 شهریور 1342 خورشیدی، فروغ فرخزاد را به صورت شرعی به عقد موقت خود درآورده است. این برای نخستین بار است چنین موضوعی که در محافل ادبی ایرانی مطرح می شود.

آقای بهنود که به بهانه همزمان شدن دو رویداد یکی تخریب منزل مسکونی ابراهیم گلستان و فروغ فرخزاد در منطقه دروس تهران و دیگری انتشار کتاب «فروغ فرخ زاد، کارنامه ادبی و چند نامه منتشر نشده» گردآوری و نوشته فرزانه میلانی، دست به قلم برده است در متنی نسبتا طولانی که برای نخستین بار در نیمروز دوشنبه 29 نوامبر2016 آنرا در فیسبوک شخصی خود منتشر کرد مدعی شد، فروغ فرخزاد به خواست پدر ابراهیم گلستان (تقی گلستان) و نیز با خطبه آیت الله تقوی شیرازی به عقد (صیغه) ابراهیم گلستان درآمده است.
برای بیشتر خواندن اینجا را کلیک کنیم.

۱۵ آذر، ۱۳۹۵

شما را به میهمانی «علیه دیپرت» فرا می خوانیم! فرودگاه فرانکفورت شنبه 10 دسامبر



سال میلادی در حال بپایان رسیدن است. تعطیلات غریب الاوقوع! سکوت نکنید اگر انسانی دست و پا بسته در هواپیما/قطار/اتوبوس در کنارتان نشانده برای دیپرت!
ما همچنین شما را برای «توقف دیپرت» به فرودگاه فرانکفورت شنبه 10 دسامبر ساعت 2 بعد از ظهر- ترمینال 1 – بخش پرواز – دپارتور «ب» فرا می خوانیم.
Frankfurt Flughafen, Terminal 1, Abflug / Departure B

من خود خاطرات فراموش نشدنی از این فرودگاه دارم! ما توانستیم زنی را از هواپیمای دیپرت بیرون بکشیم!
اینک بار دیگر دل کوله پشتی ها در انتظار می تپند و چکمه ها در تمرین مارش!
دستها را به هم دهیم تا زنجیری شویم از همبستگی انسانی.
هیچ انسانی در هیچ کجا  غیر قانونی نیست.
زمین از آن ماست! آغوشمان را برای دیپرتی ها گشوده،
مُشت مان علیه مُجریان دیپرت!
پیش بسوی آینده،
مرزها را قیچی زنیم!

Stop Deportations! Right to Stay for everybody!
 Saturday, 10.12.2016, 2.00 p.m.
 Frankfurt Airport, Terminal 1, Departure B
Abschiebungen stoppen! Bleiberecht für alle!
Samstag, 10.12.2016, 14 Uhr
Frankfurt Flughafen, Terminal 1, Abflug / Departure B

اطلاعات بیشتر اینجا

مرتبط:
 اطلاعات مهم در مورد چگونگی پروسه ی پناهجویی و خدمات اجتماعی در آلمان
 رزا: اطلاعت به روز شده در دسامبر 2016 همراه با اطلاعاتی درباره ی خدمات اجتماعی، چگونگی بازجویی و معاهده ی دوبلین (جدید)- باتشکر از خودم مهستی و گروههای آنتی راسیسم!
برای خواندن روی اینجا کلیک کنیم. 

۰۶ آذر، ۱۳۹۵

چایی؟ قهوه؟ اعدام؟ پدوفیلی اسلامی؟


انجمن حمایت از کودکان تحت نظارت پدوفیلی!
رزا: چند وقت پیش بحثی بود از تجاوز جنسی به کودکان شرکت کننده در کلاسهای قران توسط قاری ممتاز رهبری!
رفتم ببینم اصولن چه گروههای حامی کودکان وجود دارد؟ به مطالب زیر رسیدم. دلارام علی به درستی به بیهودگی این انجمنها "حامی کودکان" رسیده. لابی گری هم راستش میان طیف پدوفیل حاکم جواب نخواهد داد. بخصوص اینکه مسلمانان مخالف لذت جویی از کودکان و خردسالاران نمی باشند بلکه حَد آنرا مشخص کرده اند.
تنها راهی که می ماند ایجاد گروههای حامی و "میلیتانت" می باشد و آنهم مثل جبهه آزادیبخش حیوانات.  
چرا که خودگردانی ها اصولن در اجتماع اسلامی که هر روز سَر میلیونها حیوان را با حکم شرع و عرف می بُرد و همه در حال کردن و مالیدن کودکان و خردسالاران هستند، جواب نمی دهد.
" قدم اول افشای چهره و محل سکونت و "بی آبرو" کردنشان است. البته در جامعه ای که اغلب اینکاره، باید راههای دیگری جُست تا دستان کثیف جنسی بروی تن و بدن کودکان را پس زد. مهم ابتدا ایجاد گفتمانی است که مثلن پوست حیوانات را از روی تن و بدن مانکن ها کَند تا جایی که حتی پالتو پوستهای مصنوعی نیز نه به حکم قانون بلکه به حکم قرارداد اجتماعی نانوشته "خیابان"، اینهمه را ناپسند و زشت جلوه می دهد.
باید سُمبه ی کودکان و حیوانات را پر زور کرد. تا کسی جرات نکند سر حیوانی را در روز روشن به اسم عید قربان، لب جوب بگذارد. این اگر جا بیفتد و خوردن و کُشتن/شکار و آزار حیوانات هزینه داشته باشد، اینهمه پایان خشونت به کودکان، زنان و...
اصولن
این
پایان خشونت انسان بر انسان است...
فلسفهٔ جبههٔ آزادی بخش حیوانات این است: «خشونت فقط زمانی در معنی خود به کار می‌رود که بر موجودات زنده روا داشته شود و صدمه به اموال و آزاد کردن حیوانات از آزمایشگاه‌ها و مزارع، خشونت محسوب نمی‌شود

معرفی فیلم مستند پدوفیلی در ایران: "کرگدن" به کارگردانی "هوتن شیرازی اینجا

نگاهی به فرآیند فعالیت‌های سازمان‌های غیردولتی کودکان در ایران
آیا مسیر را درست پیموده‌ایم؟
دلارام علی

گلناز ملک (ضرورت آموزش سکسوالیته به کودکان)
دانلود صوت با حجم ۱۰ مگابایت
آمنه زمانی (بیانگری خشونت در نقاشی کودکان کار)
دانلود صوت با حجم ۹ مگابایت
* با توجه به تصمیم گروه «کوچ سفید» برای انتشار نتایج فعالیت‌هایشان در آینده، امکان انتشار همۀ نقاشی‌های نمایش داده شده در همایش وجود ندارد؛ دو نمونه از نقاشی‌ها را می‌توانید از اینجا و اینجا مشاهده کنید!
 بقیه فایلهای صوتی اینجا
 
بقیه در ادامه ی مطلب

۰۱ آذر، ۱۳۹۵

نگران نباش! غمگین نباش! 3> Keny Arkana



Keny Arkana - Ne T'inquiète Pas

Don't you worry
Don't you worry, everything goes wrong, the waters rise and the air gets warmer
Every day, species go extinct1
But hey, tomorrow the next stmartphone hits the stores, so don't you worry
Don't you worry, no, don't you worry...
Don't you worry
...
Endişelenmiyor musunuz? Her şey kötüleşiyor, sular yükseliyor ve hava ısındıkça ısınıyor
Her geçen gün canlı türleri azalıyor
Ama hey, yarın yeni bir akıllı telefon piyasaya sürülecek, endişelenmeyin bu yüzden
Endişelenmeyin, hayır, endişelenmeyin...
Endişelenmeyin
...
Ne t’inquiète pas, tout se dérègle, les eaux montent et l’air se réchauffe
Chaque jour, des espèces disparaissent
Mais bon, demain sort le dernier Smartphone, alors ne t’inquiète pas
Ne t’inquiète pas, non ne t’inquiète pas...
Ne t’inquiète pas...

تنظیمات HTTPS تغییر کردند. همه بازدیدکنندگان اکنون می‌توانند  وبلاگتان را از طریق اتصال رمزگذاری‌شده ببینند. پیوندها و نشانک‌های موجود منتهی به وبلاگتان همچنان کار می‌کنند.

 آهنگ دیگر: کودک پنج خورشید  اینجا

بین الملل نوع بشر - رائول ونه گم - بهروز صفدری - نشر کلاغ - ۱۳۹۵ - چاپ اول
توضیح: رائول ونه گم طبق گقته کتاب(صفحه ۱۴) از طریق فروش کتاب پول درمی یاره. و خب می دانیم که فروش کتاب به معنای کالایی کردن کتاب هست. و کالایی کردن هرچیز و همه چیز ، بخشی از جامعه نمایشی موجود است. هرچند از این کتاب پول درمی آورند. و مثل هرکتاب دیگه ای که با پول در آوردن رابطه داره قابل اعتماد و رادیکال نیست ولی سرشار از ایده های انقلابی است ( ونه اونقدر رادیکال و واضح که بشه فهمید چه کار باید کرد) که خوندنش خالی از لطف نیست. و شاید کمی هم لذت بخش است. ادامه ی مطلب اینجا
 صفحهٔ اصلی

برای خواندن متن آهنگ به زبانهای فرانسه، ترکی و انگلیسی روی ادامه ی مطلب کلیک کنیم.

۲۳ آبان، ۱۳۹۵

برترین هتل اروپا! هتل پلازا ی آتن در تور مسافرتی/ اطلاعاتی- مرکز تسخیر شده برای پناهجویان


روز سه شنبه 6 دسامبر 2016در شهر گوتینگن (آلمان) ساعت 6 بعد از ظهر در ساختمان «خانه ی ما»  به آدرس خیابان اوبره ماش شماره پلاک 10
Dienstag, 06.Dezember 2016: Göttingen , um 18 Uhr im Om10 (our House), Obere Masch str 10
سرانجام پس از شش ماه، ساکنین هتل تسخیر شده درشهر آتن، با یک تور اطلاعاتی به شهرهای آلمان و سوئیس مسافرتی خواهند داشت. آنان از وضعیت زندگی شان و پروسه ی تسخیر هتل خالی «پلازا» گزارشی ارائه خواهند داد. آنان می خواهند با شما دیدار کنند تا توجه شما را به وضعیت وموقعیت مهاجرین برانگیزند. هتل «سیتی پلازا» در مرکز شهر آتن واقع شده است. این هتل خالی در آوریل سال 2016 توسط گروهی از فعالین تسخیر شده است. از این تاریخ به بعد این هتل مکان و محلی برای زندگی است. ساکنین هتل همچنین به خدمات درمانی، آموزشی و دیگر خدمات دسترسی دارند. کلیه این خدمات از جمله "تهیه ی وعده‌های غذایی" به دست پناهندگان و کنشگران انجام می‌شود. اکثر ساکنین به اقتضای توان شان نقشی در اداره و گرداندن هتل به عهده می‌گیرند. مناسبات ساکنین این هتل با یکدیگر بر مبنای ارزش‌های دموکراتیک بنا نهاده شده است. به همین دلیل تصمیمات لازم در مورد فعالیت‌ها و عملیات این مرکز، به شور و مشورت گذاشته می‌شوند. پس از بحث و گفتگو، ساکنین و داوطلبان به اجماع رسیده و اقدام می‌کنند. مهمان های جدید400 نفر، از جمله 180 کودک، از سراسر جهان (از سوریه، روژاوا، عراق، پاکستان، ایران و افغانستان) هستند. آنان درهتل «پلازا سیتی» محلی برای سکونتی امن با رعایت و حفظ کرامت انسانی شان یافته اند:
«ما با هم زندگی می کنیم، ما با هم مبارزه می کنیم. همبستگی پیروز خواهد شد.»

ساکنین هتل سیتی پلازا همراه با همه ی آزادیخواهان، علیه سیستم بحران و نو استعماری کنونی که حاصلی جز بازتولید سیاست های نژاد پرستانه، رقابت علیه یکدیگر، جنگ و کشتاردر تمامی نقاط جهان را در پیش ندارد، همبستگی  خود را با دیگر انسانهای صدمه دیده از این سیستم اعلام می کنند و به همه ی مهاجرین «خوش آمد» میگویند و خواهان یک زندگی با کرامت انسانی و حق شهروندی یکسان برای همه می باشند.«هتل سیتی پلازا» یک نمونه ی همبستگی عملی و ایجاد امید در برابر و علیه بسته شدن مرزهای اروپا برای جلوگیری از ورود مهاجران و پناهجویان می باشد. در این جلسه ما می خواهیم با شما به بحث و گفتگو و تبادل نظر بپردازیم و به موضوعات زیراشاره و تاکید داشته باشیم:
- چگونه می توانیم با کمک یکدیگرهتل مصادره شده را، که در حال حاضر  400 نفر مرد، زن و کودک در آن زندگی می کنند، به شکل نهاد دمکراتیک شورایی اداره کنیم؟
- چگونه میتوانیم بطور خود گردان،شبکه ی مبارزات اجتماعی مهاجرین را که بشکل سیار می باشد،  سازماندهی و از حمایت فراملیتی برخوردار کرد؟
   - چگونه می توانیم مبارزات اجتماعی ساکنین هتل برای بدست آوردن زندگی بهتر را با مبارزات روزمره ی اجتماعی دیگر، بهم پیوند داد.  بطورمثال مبارزه برای حقوق برابر، استفاده ی آزاد تمامی موسسه های آموزشی و تحصیلی، مبارزه برای حق استفاده رایگان از امکانات و تاسیسات پزشکی و بهداشتی و مبارزه برای مسکن خوب ...
- ما بیش زمانی است که "راه آهن زیرزمینی" برای جنبش "آزادی رفت و آمد" را بنا نهاده ایم. ما به اَماکن بیشتری برای فراریان نیاز داریم. «پناهگاه های شهری» در امتداد مسیر پناهجویان (در جهت حمایت از آنان) و در تقابل عملی با تبلیغات رسانه های غالب که در جهت سرکوب نژادپرستانه ی مهاجران است.
میهمانان: دو یا سه نفر از دوستان و رفقای شهر آتن (یونان) با تور مسافرتی خواهند آمد. آنان متعلق به کمیته ی «سیتی پلازا» می باشند. این کمیته از 6 ماه پیش تا به اکنون مشغول سازماندهی زندگی روزمره در«سیتی پلازا» می باشد. همچنین دوستانی از نشستهای گوناگون دیگر آنان را همراهی خواهند کرد. این دوستان از کسانی می باشند که در ابتدای راهشان در «سیتی پلازا» پناه گرفته و بعدها در ادامه ی راهشان خود را به آلمان و سوئیس رسانده اند. دوستان شبکه ی «به اروپا خوش آمدید» و یا «خوش آمدید برای اقامت»، که «سیتی پلازا» را بازدید و کمک کرده اند نیز همراه با تور مسافرتی اطلاعاتی خواهند آمد و حضور خواهند داشت. برای آشنایی بیشتر از وبسایتهای زیر بازدید کنید.
برای اطلاع از تاریخ بازدید در شهرها و کشورهای دیگر روی ادامه ی مطلب کلیک کنیم.

اجرای قصاص توسط کودک 11 ساله در ایران- کور کردن به حکم خدا



رزا: رژیم اسلامی کودکان را در اجرای قوانین الهی سهیم می کند. کودکان در حکومت داعش سُنی مأمور بریدن سر و اعدام وانتهاری می شوند و در حکومت داعش شیعه اعدام/ قطع العضو و اینک با اسید، چشم کور کرده تا به بهشت بروند!
در اینجا مصاحبه با مُجری قصاص!
چارپایه را از زیر پای خدایان بکشیم!
به حکم انسان و انسانیت!
مرگ بر خدا
زنده باد انسانیت...

حقوق بشر ایران، ۱۸ آبان ماه ۱۳۹۵: صبح روز جاری درحالی دو چشم مرد قروه‌ای در دادسرای جنایی تهران کور شد که قرار است روز آینده هیئت ایرانی گفتگوهای حقوق بشری با اتحادیه اروپا را آغاز کنند. بنابه گزارش رسانه‌های رسمی از جمله ایسنا، حکم قصاص دو چشم (نابینا کردن) یک زندانی به نام "محمدرضا" در روز سه‌شنبه ۱۸ آبان ماه به اجرا درآمد. این زندانی متهم بود به صورت خواهرزاده ۴ ساله خود آهک پاشیده و موجبات کوری وی را فراهم کرده بود. در گزارشات آمده پرونده وی در قالب نیابت به دادسرای جنایی تهران جهت اجرای حکم ارسال شده بود.
همچنین محمد شهریاری سرپرست دادسرای امور جنایی تهران در اینباره گفت: "این دومین اجرای حکم اسیدپاشی و ترکیبات شیمیایی (آهک) در کشور از زمان تصویب ماده واحده مجازات اسیدپاشی یا سایر ترکیبات شیمیایی مصوب ١٣٣٧ است که مورد قبل در اواخر سال قبل توسط دادسرلی جنایی اجرا شده بود." گفتنی است، طی هفته گذشته اعدام ۱۹ زندانی در زندانهای مختلف ایران توسط نهاد آمار سازمان حقوق بشر ایران به ثبت رسید. این اعدامها و اجرای مجازات غیر انسانی نابینا کردن چشم در حالی صورت گرفت که روز آینده یعنی چهارشنبه ۱۹ آبان ماه قرار است گفتگوهای حقوق بشری ایران با اتحادیه اروپا در بروکسل آغاز شود.
سازمان حقوق بشر ایران ضمن محکوم کردن این اقدام از اتحادیه اروپا می‌خواهد که لغو فوری احکام وحشیانه مانند قصاص چشم، قطع عضو و اعدام در ملاء عام را در دستور گفتگوها با ایران قرار دهند. محمود امیری مقدم سخنگوی سازمان حقوق بشر ایران در این رابطه گفت: "جمهوری اسلامی ایران احتمالاً تنها حکومتی است که احکام وحشیانه‌ای همچون قصاص چشم را اجرا می‌کند. اجرای چنین حکمی یک روز قبل از گفتگوهای «حقوق بشری» ایران و اتحادیه اروپا، جدیت و اراده  اروپا در این گفتگوها را به چالش می‌کشد. ما از جامعه جهانی و بخصوص اتحادیه اروپا می‌خواهیم که لغوکامل  مجازات‌های قرون وسطایی همچون قصاص چشم، قطع عضو و اعدام در ملأ عام وهمچنین  تعلیق تمامی احکام  اعدام در ایران را در صدر گفتگوهای خود با مقامات جمهوری اسلامی  قرار دهند

 روزی که برای اجرای حکم آمدی، چه شد؟
آن روز از ما خواستند که ‏برای اجرای حکم به تهران بیاییم. در یک لحظه با شنیدن این خبر خیلی مضطرب و نگران شدم. نمی‌دانستم باید چه کار کنم، اما یاد آن لحظه‌ای که آهک روی چشمانم ریخت، افتادم و تصمیمم را گرفتم. دردی که من کشیدم، وحشتناک بود. برای همین از گذشت منصرف شدم. باید این حکم اجرا می‌شد تا درس عبرتی برای دیگران ‏شود. می‌خواستم همه بدانند که عاقبت این کار قصاص است. شوهرعمه‌ام زندگی‌ام را از من گرفت. در این سال‌ها فقط رنج کشیدم. انگار دیگر پیر شده‌ام. او باید مجازات می‌شد تا کس دیگری جرأت چنین کاری را نداشته باشد. من به ‌خاطر خیلی‌های دیگر این کار را کردم. خیلی‌ها مثل خودم. برای همین اصلا پشیمان نیستم.

آرزویت چیست؟
فقط می‌خواهم بینایی‌ام برگردد. به جز این، آرزوی دیگری ندارم. فقط نوری درچشمانم بیاید که مرا خوشحال کند.