۰۴ خرداد، ۱۳۹۷

آیا کُس بازی شادی امین و مهناز قزلو ربطی دارد به حل مُشکلات «ال جی بی تی - دگرباش و همجنسگرا»

  مهناز قزلو و شادی امین تفاله های چریکها و مجاهدین

رزا: پس از خواندن مطلب مهناز قزلو اینجا
یاد احمقی نژاد ایران افتادم: بگم؟ بگم؟!
این خانم قزلو که گویا مجاهد خلق سابق هم تشریف داشته و برای مسعود و مریم شکنجه و زندان و شلاق را نیز بجان خریده، اما بلاخره با تبحرِ تک نویسی کردن در مورد دیگران، جانش را نجات داده و با عفو دو فوریتی رهبری  یکراست به کشور فخیمه ی سوئد دیپورت شده اند تا بر سر سفره ی پربرکت "حقوق بشر" نشسته و از پولهای ان جی او ، شکم چرانی کنند!
اما از بخت بد ایشان اینکه، گویا نتوانسته اند مقبول خانم ها شادی ها (امین-صدر) افتاده و گُل لای پستان، عمری رفیقِ  رختخواب و گرمابه باشند!
پس مهناز در اولین فرصت، گزارش انتقادی یک "بخت برگشته ی" پناهجو در ترکیه را با توجیح  "مشورت" در اختیار جناح رقیب شادی ها، آقای آرشام پارسی قرار میدهند.

آرشام پارسی ابتدا به ساکن، گزارش پناهجوی ترکیه را در اختیار مسئول وبسایت «خودنویس» گذاشته و ایشان نیز گزارش انتقادی از شادی ها را با حذف نام و اشتهار نویسنده، منتشر می کند. اینجا
يك پناه‌جوی هم‌جنس‌گرا: حق و حقوق ما، بازيچه‌ی دست برخی «فعالان حقوق بشر» شده است

رزا: حال مهناز قزلو دست به پیش و به پس گرفته  است که ایشان (مهناز) اصلن مایل به رسانه ای کردن مطلب (گزارش انتقادی پناهجو از شادی امین) نبوده  است و  شاکی شده، که چرا شادی امین، بیخ خِر وبسایت خودنویس را نگرفته است و فقط به گوش مالی دادن آرشام پارسی در دادگاهِ کانادایی بسنده کرده است!
و بیشتر از آن، مهناز قزلو شاکی شده است: چرا شادی امین «آرشیو رزا» را بمانند آرشام پارسی به دادگاه نکشیده و به اصطلاحِ خودش از «آرشیو رزا» در دادگاه طرح دعوا نکرده‌است. مهناز گوزلو سپس لینک مطلب «آرشیو رزا» را نیز بالای لینک وبلاگ افراد رژیمی آورده که مثلن «آرشیو رزا» را مستقیم به رژیم اسلامی منتسب کند! (کَلکِ  متداول توابان رژیم اسلامی).
تا اینجا باید گفت که مهناز خانم گوزلو: آورین! آورین!
درسِتان را خوب از بازجو بلد شده اید.
شمااحتمالن در زندان هم با تک نویسی، بسیاری از یارانتان را به جوخه های مرگ سپرده اید!

همانگونه که اینک نیز حاضر هستید، اگر شادی امین "بیشتر از این" شما را تحت فشار بگذارد، اسم و آدرس فرد "نگون بختِ " تجاوز شده و به شما اعتماد کرده را در اختیار افکار عمومی بگذارید، تا گردن خود را از طناب مجازات توسط شادی ها برهانید!
گزارش تجاوز اینجا

شما مهناز گوزلو، حتی از آرشام پارسی هم کمترید که جریمه مالی و دادگاه را به جان خرید، ولی اسم نویسنده ی گزارش انتقادی از شادی امین را که بقول خودِ شما،  این فرد اکنون در ایران است، را افشا نکند.
شما هنوز به دادگاه نرفته، دارید برای شادی ها "رقص رهایی" می کنید!

 شما می نویسید : خانم شادی امین این شما بودید که در سال 2013 عکس اتاق خوابتان را برای من فرستادید و مرا به فرانکفورت دعوت کردید و نه من (ایمیل های فی مابین موجود است). در همان سال 2013 البته به مدت سه روز هم مهمان شما در فرانکفورت بودم اما هرگز شما را به استکهلم دعوت نکرده ام و هیچ گاه و هیچ کجا هم شما را متهم به تجاوز به خود نکرده ام. این داستانسرایی ها فقط می تواند از مغزی بیمار تراوش کند. همینجا اعلام می کنم نه هنگامی که در لندن در آگوست 2013 در ارتباط با مستند «رویای آزادی» خانم شادی امین را ملاقات کردم و نه آن یک باری که در زمستان 2013 به منزل ایشان در فرانکفورت دعوت شدم هیچ اتفاقی بین من و او رخ نداد که بر مبنای آن من آن را به "تجاوز" تعبیر کرده باشم.

رزا: نتیجه اینکه، پس بسیار هم در رختخوابِ ایشان(شادی امین) به شما (مهناز) خوش گذشته و شباهتی نیز به تجاوز نداشته است.  البته شخصن علاقه ای به دانستن اینکه میان شما و شادی ها در رختخواب چگونه گذشته است، ندارم. اما هر خواننده ای باید از خود بپرسد که چرا شما باید این عملیات رختخوابی را با ذکرِ زمان و مکان،  رسانه ای کنید؟ غیر از این است که شادی امین حتی در توالت خانه اش نیز دوربین کار گذاشته است و شما مجبورید که دست پیش را گرفته، تا پس نیفتید؟
میبینیم که "اسطوره ی مقاومت زندان"، مهناز گوزلو چقدر حقیر است. شما برای از زیر ضرب خارج کردن خودتان از طناب شادی ها ، حاضرید که دیگران را به زیر شلاق و تهدید و دادگاه و افشای اسم و رسمشان  ببرید. آن هم فردی را که به قول خودتان، نوشته اش را روی اعتماد در اختیارتان گذاشته و اینک هم در ایران به سر می برد!
توجه کنید که هم شما و هم همکاران سابق تان و کنونی تان، خودِ خود مناسبات رژیم اسلامی هستید. هیچ انسانی نباید، نه به شما و نه رفقای رختخوابی تان، شادی ها اعتماد کند. امثال شما ها بواقع در حال پول ساختن از پایین تنه هستید!
پس به شما اخطار میکنم: می توانید انگشتتان را تا ته توی کون همدیگر بِکنید و محتوای ترشحات تان را هم تا به آخر سر بکشید. اینهمه نه ربطی به مبارزه دارد و نه ربطی به اپوزیسیون رژیم.  به مبارزه ی رختخوابی تان بر سر پولهای باد آورده ی ان جی او- ای ادامه دهید. شما اصلن نه ربطی به مردم و اعتراضاتشان دارید و نه صلاحیت مشاوره ی روانشناسی دادن به کودکان و جوانهای رهیده از رژیم اسلامی در ترکیه. 

در حقیقت شما عفونتِ بدخیم صادراتی رژیم اسلامی ایران اید که  محیط خارج از کشور را آلوده و بی اعتماد کرده.  پُشت رادیو و تلویزیونهای وابسته، اظهار فضله هم می کنید، برای کمک به پناهجو تا ترکیه هم رفته اید! اما  مانند تمامی توابان سیستم، برای پول و عنوان و جایزه  و برای خوشرقصی و یافتن طعمه ی رختخوابتان رفته اید و اینک نیز از سر حسادت و رقابت ، افشاگری کرده علیه همدیگر شکایت و دادگاه  میروید...
جاکشها
برایمان لابی «ال جی بی تی - دگرباش و همجنسگرا» هم صادر کرده اند
.
کارهای شما ربطی به مبارزه یا حتی تحقیق و پژوهش ندارد. دیر یا زود، تمام جوانانی که به شما "مُشاوره دهندگان آنلاین" و غیرش، اعتماد کرده اند، خواهند دانست که شکایت از شادی ها را به کَلاش تر اش (مهناز گوزلو ها)  بُرده اند.
جوانان از چنگ رژیم اسلامی ایران فرار کرده اند و حال، گیرِ لنگ و پاچه ی امثال شما "حامیان"، دارند در ترکیه له می شوند...

شادی ها  تجاوز و شما نیز تهدید به افشای نام، ایمیلها و مکاتباتِ تجاوز شدگان توسط شادی ها ، می کنید.
اما بدانید که رژیم عمر نوح ندارد و بزودی نیز، شما را به رسمِ مقاومتِ فرانسه، اینبار با آنجای تراشیده، خیابان به خیابان خواهند گرداند. چرا که شما همان پُشت جبهه ی رژیم اسلامی هستید که تن نحیف و یا حسِ اعتمادِ پناهجو را در همان بدو ورود به ترکیه و حتی نرسیده به اروپا، قربانی مقاصد خود کرده اید.
خانم گوزلو،  زیاد هم برای به دادگاه کشیدن من توسط شادی ها سینه نزنید، شیره تان تلخ می شود.
من نه فیلم سکسی با شماها دارم و نه در مراسم گُل گذاشتن لای پستان ها شرکت کرده و نه پشت دوربین های آلوده ی به بهانه ی کسب حقوق برابر، 24 ساعته مشغولِ سخن چرانی  و نه بدنبال پول و شهرت و نام و جایزه ام.
من و بسیاری از ما، انکار شما هستم.

روی پرچم سیاه آنارشی، تمامی رنگها ونقش ها زدوده شده است. نه بمانند شما رنگین کمان و شش رنگ و هفت خط هستم و نه اصولن مشروعیتی برای مبارزات دادگاهی شما قائلم. حال بفرمایید در "رقص رهایی" تان گِردِ حوضِ جوایزِ سیستم، امثال من را معاف کرده ، در عوض همدیگر را خوب بمالانید.

شخصن چاقویم را برای دریدن سیستم تیز کرده ام و رغبتی هم ندارم  در کٌس بازیِ رسانه ای شما پژوهشگران،فرهیختگان و مشاورانِ سیستم شرکت کنم.

اما اگر زیاد اصرار دارید، شادی ها را جلو نیندازید. خودتان این تابستان تشریف بیاورید. آدرسم را از شادی ها،  اینجا بگیرید.
عکس مستراحم نیز اینجا ضمیمه است.

قسمتهایی از مقاله ی مهناز قزلو در وبسایت آزادی بیان  در زیر- کُل مقاله اینجا

مهناز قزلو: چرا خانم شادی امین به عنوان مثال دو مطلب مرا که هرچند بدون آگاهی و اجازه ام در آن وبسایت منتشر شده ترجمه و به دادگاه ارائه نداده است؟

-         آیا ارائه مطالب دیگر به دادگاه را به سود خود ندانسته است؟

-         آیا عمدا تلاش برآن شده که تصویر کاملی به دادگاه ارائه نشود؟

-          ایشان چرا در برابر محتویات وبلاگ ها یا وبسایت های این چنینی (آدرسها در زیر) در هیچ دادگاهی طرح دعوی نکرده اید؟
-         http://archiverosa.blogspot.se/2015/07/

-         https://jamshid2net.blogspot.se/2016/06/blog-post_3.html

-         چرا خانم امین علیه گرداننده‌ی وبلاگ آرشیو رزا که شناخت کامل از ایشان دارد سکوت اختیار کرده و نه در فضای مجازی و نه در گفتگوها و نه در دادگاه طرح دعوا نکرده‌است. ایشان مشخصاً خانم شادی امین را به موارد گوناگون و حتا بسیار بیشتر از سایت عدالت برای دگرباشان متهم کرده است.

شادی امین مرا وابسته به مجاهدین می‌خواند اما خود برای اجرای پروژه‌ای به آلبانی می رود و برای همکاری با سران این فرقه دیدار می کند. نتیجه اش این می شود که بهایش را سیامک نادری یکی از منتقدان جدی مجاهدین و جداشدگان از این فرقه می‌پردازد. شادی امین همراه با مجاهدین او را به روانی بودن و همچنین تکرار اتهامات دستگاه اطلاعاتی رژیم علیه مجاهدین متهم می‌کند!

من با اعضای جامعه ی دگرباش در ایران و ترکیه ارتباط گسترده دارم. روایتهای زیادی هم در باره ی وی تاکنون از برخی از آنها چه بصورت نوشتاری و گفتاری دریافت کرده و شنیده ام که هیچ کس در هیچ کجا تاکنون آنها را از من نشنیده است. نامه ای از میان ایمیل ها و چت ها و پیامها توسط یکی از پناهجویان در ترکیه بدستم رسید که مرا شگفت زده کرد!

من قصد انتشار دوباره‌ی این نامه را ندارم چنانچه هرگز نداشته ام اما هم من و هم خانم شادی امین و هم برخی دوستان نزدیک وی کاملن واقف هستیم که نویسنده ی نامه چه کسی است، در صورتی که خانم شادی امین مرا مجبور کند بطور سلسله وار به انتشار تمام واقعیات با اسناد و مدارک و عکس و نام و غیره به طور مفصل خواهم پرداخت.

هرکس که نداند خانم شادی امین که می داند نویسنده نامه‌ی کذایی برای مدتی با ویزا به اروپا آمده و مدتی در آلمان و انگلیس با وی بوده است. پس از مدتی به دلایلی به ایران بازگشته و سپس تصمیم گرفته به ترکیه رفته و در آنجا پروسه ی پناهندگی را طی کند. اما بدلیل شرایط خاص و طولانی شدن روند پناهجویی بازگشته و در حال حاضر در ایران است.
با توجه به اینکه تعداد بسیار معدودی از فعالین دگرباش با مقوله پناهجویان در ترکیه بطور رسمی کار می کنند، محتوای نامه‌ی دریافتی را بطور خصوصی برای چک کردن و چاره جویی و نه برای انتشار به یکی از فعالین حوزه دگرباشان ارسال کردم. کاری که بسیاری از فعالان حوزه‌های اجتماعی، پناهندگی و ... در موارد مشابه می‌کنند. من مکاتبه ام را با آقای پارسی همچنان دارم که نشان می دهد نویسنده نامه من نیستم. پس از انتشار نامه از سوی آقای پارسی در وبسایت خودنویس به چاپ آن اعتراض کردم. هر چند در حکم دادگاه کانادا نه تنها علیه وبسایت خودنویس حرفی زده نشده بلکه آن را از شمول شکایت نیز خارج کرده است.

اما آنچه مهم است اینکه خانم شادی امین خود به هویت نویسنده آگاه است و بهتر از هر کسی می داند آنچه او نوشته حقیقت دارد. رابطه ی نویسنده‌ی نامه و خانم شادی امین قابل انکار نیست. نویسنده ی نامه ضمن توصیف رابطه اش با شادی امین آن را تجاوز روانی به خود توصیف کرده است. من یا دیگری نمی‌توانیم راجع به احساسات یک نفر داوری کنیم.
امیدوارم خانم شادی امین علیه من در دادگاه سوئد شکایت کنند تا پاسخ لازم را با اسناد و مدارک ارائه دهم.

خانم شادی امین به یکی از دوستان مشترک سیاسی گفته است (نقل به مضمون) مهناز عاشق من بوده اما چون من نمی خواستمش برای انتقام، وبسایت عدالت برای دگرباشان را راه انداخته و چنین نامه ای را هم در آن منتشر کرده".
خانم شادی امین این شما بودید که در سال 2013 عکس اتاق خوابتان را برای من فرستادید و مرا به فرانکفورت دعوت کردید و نه من (ایمیل های فی مابین موجود است). در همان سال 2013 البته به مدت سه روز هم مهمان شما در فرانکفورت بودم اما هرگز شما را به استکهلم دعوت نکرده ام و هیچ گاه و هیچ کجا هم شما را متهم به تجاوز به خود نکرده ام. این داستانسرایی ها فقط می تواند از مغزی بیمار تراوش کند. همینجا اعلام می کنم نه هنگامی که در لندن در آگوست 2013 در ارتباط با مستند «رویای آزادی» خانم شادی امین را ملاقات کردم و نه آن یک باری که در زمستان 2013 به منزل ایشان در فرانکفورت دعوت شدم هیچ اتفاقی بین من و او رخ نداد که بر مبنای آن من آن را به "تجاوز" تعبیر کرده باشم.

چرا مشاوره دهندگان در بسیاری موارد از نشان دادن تصویر خود در ابتدای مشاوره آنلاین خودداری و یا از معرفی خود پرهیز کرده اند؟
حداقل در یک مورد با یک پناهجو، مشاوره ی بدون تصویر و معرفی صورت گرفته که وی سابقه دو بار تلاش به خودکشی داشته. چگونه به خود اجازه می دهید با زندگی دیگران بازی کنید؟
جهت اطلاع همگان خانم امین اینجا و آن‌جا خود را دارای تحصیلات روانشناسی معرفی کرده‌اند. 

۲۷ اردیبهشت، ۱۳۹۷

شکنجه و اعترافگیری در زمان شاه- جهت به یاد آوردن خدمات شاه ایران!


رزا: این روزها خاندان سلطنتی دوباره برای قدرت دورخیز کرده اند. بهتر است برایشان کف نزنید! مردم ایران باید احمق باشند که استفراغ خود را دوباره بدهان بگذارند! نسل جدید واقف به جنایان رژیم اسلامی هستند، وقت آن است که حقیقت نظام ستم شاهی را نیز بدانند! باشد که دیگر هرگز به استبداد تن نداد. به جنایتکاران یکبار و برای همیشه پشت کرد. باشد که نسل جوان ایران یکبار و برای همیشه سیستم زندان و شکنجه را برچیده و بجای زندان برای کودکان زمین تفریح و بازی بسازد. چرا که حتی نماهای عبرت و سمبلهایِ یاد آوریِ شکنجه نیز روح انسانی را خراشیده و کِدِر می کند...
دیدن این دو فیلم به افراد حساس توصیه نمی شود.
اعتراف و شکنجه در دوران پهلوی
https://youtu.be/_SUBEFf2P1g



اعتراف و شکنجه در دوران حکومت اسلامی
https://youtu.be/lhNA9djcXJ0

۲۰ اردیبهشت، ۱۳۹۷

برجام بگا رفت؟ آخرین خبر؟ جنگه!

عکس حلوای برجام!
 رزا: مدتی آف بودم. بعد یکعالمه اخبار سرم ریخت (در زیر). الان هم تهدید به تجاوز به ایران توسط ترامپ
»تهدید تازه دونالد ترامپ: ایران یا باید مذاکره کند یا اتفاق دیگری خواهد افتاد«
فکر تظاهرات صلح دوشبدوش با چپ اروپایی که حتی حاضر به امضا علیه اعدام ها در ایران نیست، تنم را لرزاند.
اینها داعش را هم ضد امپریالیست می دانند و جنبش روژاوا را امپریالیستی! اما چاره چیست؟ موضوع احتمال بمب های اورانیومی خواهد بود که روی سر مردم خواهند ریخت.  چاقو هرگزدسته اش را نخواهد برید. سران نظام برای ختنه هم به امریکا/اروپا می آیند و مردم تحریم شده از تب دو ساعته خواهند مُرد...
پس وظیفه ی اخلاقی/فمنیستی حکم می کند جلوی تجاوزگر ایستاد بخصوص که ترامپ باشد.
اما می دانم که بسیاری درمانده از سرنگونی حکومتِ نیم قرن داعش در ایران  (اعدام و زندان و دست و پا بریدن و چشم در آوردن و شلاق و حجاب اجباری و بسیاری خشونتهای دیگر) از شاخ و شونه کشیدن ترامپ برای ولی وقیح بسیار هم شادمانند. من هم قلبم از شادی برای سرنگونی رژیم تند تر می زند.
ولی راستش الان وقت رقص و پایکوبی نیست. باید هر چه زودتر خودسازماندهی کرد تا باز دوباره نیم قرن بعدی را زیر لنگِ تاج و تختِ سلطنت یا پاچه ی لچک قرمزی های مجاهدین تلف نشویم!
یکسال پس از انقلاب با تمام خانواده چند ماشین شدیم و پدر گفت: ایران، ایرانستان می شود و برای هر ایالت ازتان ویزا خواهند خواست! تا آبادان با ماشین رفتیم. ایران، ایرانستان  نشد اما بدتر شد، اسلامی شد! الان هم فکر نکنم فروپاشی رژیم، فروپاشی ایران باشد. ایران خواهد ماند، کمی کوچکتر یا بزرگتر! فقط باید نِشا هایی که کاشته ایم را مراقبت کنیم تا سرما و بمب نزند. اینکه محصول را به تساوی تقسیم کنیم؟ حکایتش بماند...
پس همه باید برای صلح اقدام کنیم در خارج از کشور. داخل ایران هم فکر می کنم شتاب شورش ها علیه رژیم را همراه با دفاع از محلات علیه رژیم منتسب بعدی را باید همزمان سازمان داد. بهترین حالتِ ممکن پیروزی مردم بر رژیم اسلامی است، قبل ازشروع جنگ با اسرائیل/امریکا، کودتای نظامیان  وسپاه در ایران و یا بی رمق شدن مردم از تحریم ها.
از کلاسیکها: جنگ را به جنگ داخلی تبدیل کنیم! البته راه رفتن روی لبه ی تیغ است چون هر حرکتی ناسنجیده، می تواند مثل انقلاب 1357، به قدرتگیری ارتجاع جدید منجر شود. پس مجبور خواهیم بود از همان ابتدا حسابمان را با بقیه ی سرنگونی طلبهای مرتجع جدا کنیم.  این کارغیر ممکن نیست اگر صف مستقل را از همان ابتدا حفظ کنیم. تهاجم- دفاع- استتار. مهم زمان و موقعیت و شرایط  استفاده از این سه تاکتیک است. حفظ حیات هم مهم است. گاهی هم بی عملی، بهترین عمل است.  دلقکی را می شناسم که در حین گیر افتادن میان داعش و نیروهای اسد در سوریه، کودکان را سرگرم می کرد. او یک آنارشیست بود!

 اخبار و کامنتهای مرتبط: برای خواندن کُل مطلب در منبع روی تیترها کلیک کنیم.

روزنامه گاردین: ایران و اسرائیل به یک جنگ تمام عیار نزدیک می‌‌شوند

ارتش اسرائیل: نیروهای سپاه قدس به خاک اسرائیل حمله موشکی کردند
ارتش اسرائیل می‌گوید که نیرهای سپاه قدس ایران از خاک سوریه به خاک اسرائیل و منطقه اشغال شده بلندی‌های جولان حمله موشکی کرده‌اند. اما منابع نزدیک به بشار اسد می‌گویند این حمله کار ارتش سوریه و تلافی حمله شب گذشته اسرائیل به یک پایگاه نظامی در جنوب دمشق است. یک سخنگوی وزارت دفاع اسرائیل در بیانیه ای گفت که نیروی قدس سپاه پاسداران حدود ۲۰ "شی پرتابی" به سوی مراکز نظامی اسرائیل در طول مرز این کشور با سوریه شلیک کرده است.
براساس این بیانیه این حملات به بلندی های اشغالی جولان در ساعت ۲۱:۱۰ چهارشنبه شب انجام شد و چند شی پرتابی در آسمان منهدم شده است. این سخنگو گفت حمله جراحات یا خسارات عمده ای به وجود نیاورده اما ارتش اسرائیل آن را "حمله شدید ایران" تلقی می کند و برای سناریوهای مختلف آماده می شود.

 سخنگوی ارتش اسرائیل: بعد از حمله دیشب، ایران برای بازسازی امکانات نظامی خود در سوریه به وقت زیادی نیاز خواهد داشت
به گزارش اسپوتنیک، یوناتان کونریکوس، سخنگوی ارتش اسرائیل خاطرنشان کرد:" این حمله بزرگی به بخش های بزرگی از خضور ایران از جمله پایگاه های اطلاعاتی، لوژستیکی و نظامی ف انبارها ، مرکز دیده بانی و بسیار از تاسیسات دیگر بود".

چرا امریکا یک چنین خطای سیاسی را مرتکب شد؟
این واقعیت که امریکا کماکان قوی‌ترین نقش را در اقتصاد جهانی داراست؛ و این واقعیت که کل تجارت اروپا با ایران، فقط 25 میلیارد یورو ولی تجارت آنان با امریکا بیش از 1100 میلیارد دلار است؛ و این واقعیت که کماکان حدود هشتاد درصد از مبادلات ارزی دنیا با دلار انجام می‌گیرد؛ و اینکه امریکا کماکان در برخی عرصه‌های فنّاوری از حق انحصاری برخوردار است؛ اروپا را در همراهی با ایران به مخمصه خواهد انداخت.

کاخ سفید: اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران تا هفته آینده
در حالی سخنگوی کاخ سفید از احتمال تحریم های تازه علیه ایران تا هفته آینده خبر داده که اتحادیه اروپا روز چهارشنبه اعلام کرد تا زمانی که ایران به این توافق پایبند باشد این اتحادیه تحریم‌های خود را باز نمی‌گرداند.

ادامه ی مطلب در اینجا

۱۷ اردیبهشت، ۱۳۹۷

شادی امین درگزارش رویترز؟

رزا: اگر تا الان نمی دانستید، الان می دانید! پولهای ان جی او برای کمک به همجنسگرایان با مدیریت شادی ها (صدر-امین) خرج پنجه کشیدن در صورت همان همجنسگرایان می شود! دفتر وکالتی رویترز هم با موزیگری تبدیل به گزارش در رسانه ی رویترز می شود!
پس از پُست تائیدیه پناهجویی در برابر سکس اینجا
 نظرتان را به پُست اینجا
و همچنین مطالب زیر جلب می کنم! اینها پس از مالیدن خایه ی اشکوری، ابراز گه خوری از اعتراض به کنفرانس برلین و سواستفاده ی جنسی از همجنسگرایان پناهجو در ترکیه اینجا
 در گزارش جنسیت ایکس اینجا و...
 اکنون با زور دادگاه و تهدید و  شلاق و ... از جایگاه برتر ثروت باد آورده ی بنگاههای خیریه ای امپریالیستی اینجا،
در صدد خفه کردن هر صدای انتقادی هستند. پشت آرم چریکها مخفی شده اند و اسکلت خاوران را به اسکناس تاخت زده اند اینجا
خوشبختانه با افشاگری های تاکنونی مُشتری های شان هم کم شده، پس باید ادامه داد چرا که خصوصی، سیاسی است. چرا که همه ی رسانه های رسمی را می توان با پول خرید، گزارش رویترز جعل کرد و شش رنگ و هفت خط ، تاسیس کرد
 اما اینروزها حقیقت نه در دادگاههای بورژوازی/اسلامی  بلکه در شبکه های افقی تکثیر می شود.
 پس این پٌستها را تا وبسایت عدالت برای همجنسگرایان اینجا  را نبسته اند، تکثیر کنیم.
 مرتبط: برای خواندن کُل مطلب در منبع روی تیترها کلیک کنیم.
دوستان گرامی،
اخیرا سهیلا امین‌ترابی ( شادی امین سابق) با انتشار تصویری در حال گریه و زاری کردن در نقطه‌ای نامعلوم، ادعا کرده از سال ۲۰۱۶ توانسته مانع از فعالیت‌های سایت عدالت برای دگرباشان بشود. ضمن تکذیب این موضوع و با انتشار این مطلب تازه به اطلاع می‌رسانیم امیدوار بودیم با انعکاس صدای اعتراض دگرباشان خانم امین‌ترابی (شادی امین سابق) و سایرین درس گرفته باشند و نیازی به فعالیت‌های ما نباشد. تصمیم گرفتیم تا وب‌سایت را سرپا نگه داریم و تا زمانی که گزارش جدی و جدید دریافت نکردیم، مطلب تازه‌ای منتشر نکنیم. اما ظاهرا خانم امین‌ترابی که حالا برای جلب توجه تصویرش را با اشک و ناله منتشر کرده، دست بردار نیست.
با انتشار این مطلب به اطلاع می‌رسانیم ادعای شادی امین کذب محض است و فعالیت‌های ما در صورت لزوم از سر گرفته خواهد شد. ما هستیم و صدایمان خفه نخواهد شد.
دکتر میرعماد تابنده
هماهنگ کننده عدالت برای دگرباشان
http://justice4lgbt.com/
 
گزارش دریافتی: آن تخت با آن روکش بنفش و دیوار رنگی

همانطور که در تصویر فوق مشخص است شرکت عدالت در عمل با مسئولیت محدود در تاریخ ۸ فوریه ۲۰۱۳ ثبت شده است و میزان درآمد آن ۲۳۷ هزار و ۸۶۲ پوند نزدیک به ۴۰۰ هزار دلار گزارش شده است در حالی که درآمد خالص آن تنها یک پوند انگلستان است.
http://justice4lgbt.com/?p=307

گزارشی از رویترز
نشریه انگلیسی «وکلای کانادا، رویترز»
گزارشی از رویترز؟!
خود استفاده از نام تجاری روزترز در تیتر این مطلب یعنی کار غیرقانونی! حالا بماند که منطبق بر واقع هم نیست و جهت گمراه کردن مخاطب است. رویترز می تواند شش رنگ و هرکسی که این مطلب را نوشته تحت پیگرد قانونی قرار دهد.
شادی امین می‌گوید مطالب افتراآمیز انلاین به طور خاص به کار او لطمه وارد کرده است، چرا که افراد ال‌جی‌بی‌تی در ایران گروه آسیب‌پذیری هستند و تحت پیگرد قانونی قرار دارند. وی به عنوان یک تبعیدی با جامعه ال‌جی‌بی‌تی در ایران کار می‌کند، و افرادی که او برای کمک به آن‌ها فعالیت می‌کند مجبورند از طریق اینترنت بفهمند که آیا او فردی قابل اعتماد و سالم برای همکاری است.

بازتولید اجتماعی چه کوفتیه؟


۱۲ اردیبهشت، ۱۳۹۷

رامین حسین‌پناهی جهت اجرای حکم اعدام به قرنطینه منتقل شد

رامین حسین‌پناهی جهت اجرای حکم اعدام به قرنطینه منتقل شد

رامین حسین‌پناهی، زندانی سیاسی کُرد محکوم به اعدام، جهت اجرای حکم به قرنطینه زندان سنندج منتقل شد.
 رامین حسین‌پناهی، زندانی سیاسی کُرد، که حکم اعدام او ٢٢ فروردین ۱۳۹۷ در شعبه ٣٩ دیوانعالى کشور شهر قم تایید شده‌بود، ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ جهت اجرای حکم به قرنطینه زندان مرکزی سنندج منتقل شد.
امجد حسین پناهی فعال حقوق بشر و برادر این زندانی سیاسی ضمن تایید این خبر گفت که «صبح امروز سه شنبه رامین حسین‌پناهی را به قرنطینه زندان مرکزی سنندج منتقل کرده‌اند و بنا دارند، او را پنجشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ اعدام کنند
حسین احمدی‌نیاز، وکیل مدافع رامین حسین پناهی پیش‌تر گفته بود:‌ «رسیدگی به پرونده رامین حسین‌پناهی، خیلی فوری و سریع بود و این امر خلاف قانون است چون نشان می‌دهد، دادگاه و دیوان، به دلایل و مدافعات اینجانب توجه نکرده است و صرفا بنا به سفارشات نهادهای خاص حکم صادر شده است، رامین حسین‌پناهی مورد ستم قضایی قرار گرفته است زیرا به نام احکام قضایی بر اساس روند دادرسی غیر عادلانه و نادرست محکومیت پیدا کرده است، که این امر خلاف قوانین و مقررات حقوقی است. قوانین بین المللی بطور کامل این دادرسی فرمایشی را محکوم می‌نماید.»
رامین حسین پناهى فعال سیاسی ، ٢ تیر ۱۳۹۶ بازداشت و پس از ۲۰۰ روز انفرادى و شکنجه های جسمی و روانی، به زندان مرکزى سنندج منتقل شد. این زندانی سیاسی، ٢۵ دی ٩۶ در شعبە یک دادگاه انقلاب شهر سنندج بە اعدام محکوم شد. این حکم، مجددا، ٢٢ فروردین ۱۳۹۷ در شعبه ٣٩ دیوانعالى کشور در شهر قم به تایید رسید.
در ارتباط تایید حکم این زندانی سیاسی، ۳ تن از کارشناسان سازمان ملل، پنج‌شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷ با انتشار بیانیه‌ای خواستار توقف حکم اعدام وی شدند و نگرانی خود برای بدرفتاری و شکنجه زندانیان در ایران اعلام کردند.
گفتنی است، حکم اعدام رامین حسین‌پناهی، در حالی صادر و ابلاغ شد، که وی تمامی اتهام‌های انتسابی به خود را رد کرده بود. وکیل این زندانی سیاسی کُرد نیز این حکم را غیرمنتظره و ناعادلانه تلقی کرده است.
وکیل این زندانی سیاسی محکوم به اعدام پیشتر گفته‌بود، “صدور حکم اعدام برای رامین حسین پناهی، با اعمال نفوذ اطلاعات و سپاه صورت گرفته است و با توجه به قوانین داخلی و جزایی ایران و این که چنانچه قضات پرونده استقلال داشته باشند، رامین حسین‌پناهی مستحق مجازات اعدام نیست.”
شایان ذکر است کە پس از ابلاغ صدور حکم اعدام رامین حسین‌پناهی، موج جدید و گسترده اعتراضی در داخل و خارج از ایران شکل گرفت. به همین منظور، تمامی احزاب کُرد، از جمله مرکز همکاری احزاب کُرد، کانون‌های مردمی، شهروندان مدنی و سیاسی، فرهنگیان، نویسندگان، هنرمندان، نهادهای مختلف اجتماعی، شعرا، بازاریان، اصناف، نمایندگان ادوار مختلف گذشته مجلس، فعالان فرهنگی، شورای دموکراسی‌خواهان ایران و ده‌ها سازمان و نهاد سیاسی و مدنی دیگر، با صدور بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های مختلفی در کردستان ایران و برخی از شهرها و مراکز استانی در اروپا و کانادا، همچنین با برگزاری آکسیون‌های اعتراضی، ضمن محکوم کردن صدور حکم اعدام رامین حسین پناهی و احکام اعدام دیگر زندانیان سیاسی، مدنی و عقیدتی در ایران ، حمایت و پشتیبانی خود را از رامین حسین پناهی اعلام داشتند.
در همین رابطه تاکنون چندین هزار نفر از شهروندان، فعالان مدنی و سیاسی با امضای طومار و نامه، صدور حکم اعدام رامین حسین پناهی را محکوم کرده‌اند. همچنین بالغ بر ۳۲ تن از نمایندگان پیشین مجلس، اساتید دانشگاه‌ها، وکلا، طی نامه‌ای به رییس دستگاه قضایی ایران، خواستار توقف حکم اعدام رامین حسین پناهی شده‌اند. همچنین ۲۴ نهاد فعال مدنی و حقوق بشری با انتشار بیانیه‌ای خواهان لغو فوری حکم اعدام رامین حسین پناهی شدند.
سازمان عفو بین‌الملل هم با صدور اطلاعیه‌ای خواستار اقدام فوری علیه حکم اعدام رامین حسین‌پناهی، زندانی کرد ایرانی شد. بر اساس این اطلاعیه حکم صادر شده برای رامین حسین‌پناهی به دنبال یک محاکمه به شدت ناعادلانه و به دنبال چهار ماه «ناپدیدشدن اجباری» صادر شده است. این سازمان تاکید کرده است مقامات امنیتی و قضایی در اقدامی تلافی‌جویانه رامین 
حسین‌پناهی را به سلول انفرادی منتقل کرده‌اند و محکومیت و مجازات او مغایر با قوانین بین‌المللی است و باید لغو شود
عفو بین الملل همچنین اشاره کرد که ایران سال پیش حداقل ۵۰۷ نفر را اعدام کرد که یکی از «بدترین» کارنامه ها در جهان است.


"بە کسانی کە دوستشان دارم
نمی‌دانم از کجا شروع کنم، از کشتە‌شدن اشرف یا از حکم اعدام برادر بزرگمان انور حسین‌پناهی، شکستە‌شدن هر روزەی قامت پدر و اشک‌های بی پایان مادرم. از خواهران داغدیدە و سایەی ترس و نگرانی کە هر روز و هر ساعت در تک تک لحظاتی کە تنها یا دور هم بودیم، بگویم. دست سرنوشت و تقدیر، من را در مکان و شرایط قرار دادە کە روزی برادر بزرگم انور حسین پناهی، آن را تجربە کرد. شاید ادامەی حرف‌هایم از اینجا کمی راحت‌تر است برای اینکە با افشین، برادری کە از من بزرگ‌تر است و با هم در یک زندان هستیم، این نامە را می‌نویسم. افشین بە هشت سال و نیم زندان محکوم شدە است و در انتظار پایان حکم و بازگشت بە خانە است و من هم بە اعدام محکوم و ممنوع الملاقات شدەام و نمی‌دانم کە بعدها چە می‌شود. بیش از هر چیز و هر کس بە قلب داغدیدە و حسرت‌های مادرم فکر می‌کنم از اینکە چگونە این روزها را تحمل کردە است یا تحمل می‌کند.
زمانی بە این فکر می‌کردم کە این همە رنج و این همە ترس از کجا می‌آید و دلیل واقعی ظلمی کە بە خانوادەی من روا می‌رود چیست. امروز و همەی روزها و لحظاتی تلخی کە از همان نوجوانی تجربە کردەام بیش از پیش جواب روشن این سوالات را می‌دهند؛ همیشە دوست داشتەایم با کسانی کە می‌شناسیم، با همسایەها، با افراد جامعە و مردمی کە با آنها در مکانی کە زندگی کردەایم صمیمی باشیم و احساس نزدیکی کنیم و در خوشی و ناخوشی در کنار هم باشیم. امروز فکر می‌کنم این درس‌ها را پیش از هر کسی از مادر و پدرم یاد گرفتەام. چرا باید کارگران اینگونە زندگی کنند؟ چرا باید کودکان کار کنند و رنج بکشند؟ چرا باید زنان و مادرانمان این همە رنج و مرارت تبعیض را تحمل کنند؟ چرا مکانی کە در آن زندگی می‌کنیم و در آنجا بزرگ شدەایم آتش بگیرد و آلودە شود؟ و چرا نباید همەی ما آزاد باشیم و در کنار هم آزادی را تجربە کنیم؟
کم نیستند کسانی کە این سوال‌ها را با صدای بلند پرسیده و بە جرم‌های گوناگون محکوم شدەاند: محاربە، ضد انقلاب، وابستە بە گروەهای تروریستی، شبکەهای جاسوسی استکبار و عضویت در گروەهای معاند. من هم یکی از همان کسانی هستم کە در جست‌وجوی جواب این سوال‌ها بودەام و تلاش کردەام کە برای تک تک سوالاتی کە داشتەام پاسخی درخور بیابم؛ از طریق دفاع از فعالیت مدنی و سیاسی، زیست محیطی، حقوق بشری، دفاع از حقوق کودکان، زنان و کارگران و تمامی کسانی کە همدل و همدرد بودەایم.
امروز بیش از هر روز دیگر از این صمیمیت و دوست‌داشتن و عشق بە مردم لذت می‌برم و از اینکە در کنارشان هستم احساس غرور می‌کنم. اینکە لحظات سخت هشت سال و نیم حبس افشین را می‌بینم بغض گلویم را می‌گیرد اما با وجود اینکە انتظار حکم اعدام، لحظات دردآوریست اما ارزش و غرور ایستادن در کنار مردمی کە آنها را دوست دارم، طبیعتی کە در آن زندگی کردەام و کارگرانی کە با آنها کار کردەام، از رنج این لحظات می‌کاهد و بە من، افشین و خانوادەام غرور می‌بخشد. برایتان می‌نویسم."
 خاطرنشان می‌شود که رامین حسین پناهی روز دوم تیرماه از سوی نیروهای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بازداشت شد و در تاریخ ۵ بهمن‌ماه ۱۳۹۶، در حالی که تنها یک جلسه‌ی دادگاهی برای او برگزار شده بود، از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی سعیدی و یکی دیگر از قضات به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و عضویت در یکی از احزاب کُردی به مجازات اعدام محکوم شد